
سلام *************************************************** مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند پنجره های اتاق باز نمی شد . نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد و سراسر شب را راحت خوابید صبح روز بعد فهمید که شیشه کمدکتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است " او تنها با فکر اکسیژن ، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود" وقتی بهترین ها را می خواهید افکارتان بِکر است و زلال. افکار از جنس انرژی اند و انرژی، کار انجام می دهد. "کتاب چهار اثر فلورانس ، اسکاویل شین"...
ادامه مطلب