نمیدانم چرا امشب ...
دلم شور غمی دارد ....
نمیدانم چطور گویم ....
غریبی عالمی دارد ....
و تنهایی نجوای حزین دارد ....
زبانم باز میگوید ...
ک گویم , زندگی همچنان زیباست !
ولی دست قلم گویا ....
دل پر ماتمی دارد !
برچسب: نمیدانم چه میخواهم بگویم,نمیدانم دلم دیوانه کیست,نمیدانم چه منزل بود,نمیدانم چه میخواهم خدایا,نمیدانم بروی کی بخندم,نمیدانم پس از مرگم,نمیدانم چرا بیمارم امشب,نمیدانم از دلتنگی عاشقترم,نمی دانم چرا,نمیدانم چه کنم,
نویسنده: نگار موسویپور