خرید بک لینک
سلام ...

قایقی ساخته ام..

جنسش از راز و نیاز

بادبانش از صبر، دَکَلَش از ایمان

در شبی مهتابی ...

سفری دور و دراز، می کنم از لب دریا آغاز

دل به امواج بلا خواهم داد...

اگرم ساز مخالف زَنَد و باد به همراهی طوفان خواهد

که مرا منصرف از راه کند راه بیراهه کند، مضطر و درمانده کند... باکی نیست،

من به همراه دعایی دارم

و به دل قطب نمایی دارم

و اگر در طی راه،

به عنادی شکند زورق امیدِ مرا گردابی...

باز اندوهی نیست

بازوانی دارم،

میزنم آب و شنا می کنم و میدانم

که «« خدایی »» دارم...

برچسب: نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 10:06

صفحه بندی