خرید بک لینک
سلام ...

................................................

*واسه پست دلتنگین ؟!کامنتای بسیار خوبی از همه همراه های گل خوندمو بازم مرسی از همه :) اما میونه این همه کامنت عمومی و خصوصی هیشکی نگفت دلو ب دریا میزنم هر جا بود میرم پیداش میکنمو میبینمش:) و اگه از دنیا رفته بود :( میرم سرخاکشو سر حرفو باهاش باز میکنمو ...:| و ...

** امروز مرگ رو زیارت کردم واسه چن لحظه :| ی لحظه چشام سیاهی رفتو سرگیجه شدید باعث شد چن ثانیه تقریبا بیهوش شدم خون ب مغزم نرسید دستام شده بود یخ :| عرق سرد لای موهام ... :| آی نبود مرده بودم :| کلا همون چن ثانیه رو ب هیچی فکر نمیکردم :) کافی بود 5-10 دقیقه تو این حالت باشم ک کلا غزل خداحافظیو بخونم :| مرگ خیلی نزدیکه ...

*** امروز کلا فسقلا خونه ما بودن سر نهار مون ک کوفته درست کرده بودم کلی کل کل داشتیم اخه قرار نبود نهار خونه ما باشن دیگه این کوفته قسمت همه شد هم خودمون (غیر از من ک نمیخورم ) هم فسقلا تازه حدودای 3:30-4 خواهرامم اومدن گفتن نهار نخوردیم ک قسمت اونا هم شد حتی دومادیا:) خونمون انگار رستورانه به خاطر این فسقلا ک سرزده میان همیشه باید غذا اضافه داشته باشیم :)

برچسب: نویسنده: نگار موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 22:16

صفحه بندی